نقش برگسون در جنبش پدیدارشناسی بر اساس تفسیر هایدگر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجو، رشته فلسفه، گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 دانشیار، گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

چکیده

پدیدارشناسی یکی از مهم‌ترین جریان‌های فلسفه‌ی معاصر است که اگرچه هوسرل بنیان‌گذار آن محسوب می‌شود اما ریشه‌های شکل‌گیری‌اش را می‌توان در آثار فلاسفه‌ای همچون دکارت، کانت و برگسون یافت. هایدگر پدیدارشناسی را از استاد خود آموخت و آن را به‌عنوان روشی برای فهم وجود به کار برد. پدیدارشناسی در هایدگر از شکل ساده‌ی هوسرلی به روشی کارآمد برای فهم حقیقت تبدیل می‌شود که بخشی از این تحول مدیون اثری است که برگسون بر تفکر هایدگر دارد. ازنظر هایدگر برگسون با طرح اهمیت آگاهی در فهم حیات آن‌گونه که هست در شکل‌گیری پدیدارشناسی هوسرل نقش دارد. ماکس شلر در ترجمه آثار برگسون به زبان آلمانی و توجه به فلسفه‌ی او نقش مهمی دارد. تلاش شلر در پرداخت به فلسفه‌ی برگسون، به اثر هوسرل تحقیق در زمان آگاهی درونی کشیده می‌شود، که بخش‌هایی از آن در آثار بعدی‌اش منتشر می‌شود. علاوه بر این برگسون از طریق تفاوت قائل شدن میان زمان معمولی با زمان واقعی یا «دیرند» و نقش دیرند در فهم حیات، راه جدیدی را برای فهم واقعیت به فلاسفه معرفی می‌کند. برای هایدگر پدیدارشناسی بدون فهم مسئله‌ی زمان و محور قرار دادن دازاین به‌عنوان موجودی زمانمند امکان‌پذیر نیست. پدیدارشناسی یکی از پیچیده‌ترین مباحث فلسفه قرن بیستم است و ساده‌ترین روش برای فهم آن توجه به ریشه‌های شکل‌گیری آن است. با توجه به اینکه در زمینه تأثیر فلسفه برگسون بر جنبش پدیدارشناسی تحقیقات کافی صورت نگرفته است در این مقاله سعی شده تا حد امکان بخشی از این نیاز پوشش داده شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Bergson's role in the phenomenology movement based on Heidegger's interpretation

نویسندگان [English]

  • Hussein Malakooti 1
  • Bijan Abdolkarimi 2
  • Ali Moradkhani 2
1 College Student, Department of Philosophy, Faculty of Humanities, Islamic Azad University, Tehran North Branch, Iran.
2 Associate Professor, Department of Philosophy, Faculty of Humanities. Islamic Azad University, Tehran North Branch, Iran.
چکیده [English]

Phenomenology is one of the most important nowadays’ philosophical movements. Although Husserl is the founder, you can find its roots in philosophers’ works like Descartes, Kant, and Bergson. Heidegger Learned phenomenology from his professor and used it as a way to understand Being. Phenomenology for Heidegger transformed from Husserlian simple form to a way to understand the truth. Part of this transformation is because of Bergson's influence on Heidegger. In Heidegger’s opinion, Bergson, with bolding the importance of consciousness for understanding life, had a part in establishing Husserl’s phenomenology. By translating Bergson’s works into German, Max Scheler played a crucial role in gathering attention to Bergson's philosophy. This effort led to Husserl’s important work, the investigations of internal time consciousness, which are partly published in Husserl’s later works. Furthermore, Bergson, by making a difference between common time and real-time or ‘duration’ in understanding life, showed philosophy a new way of understanding truth. For Heidegger, phenomenology without understanding the concept of time, and centralization of Dasein as temporality, is not conceivable. The phenomenology is one of the most complex topics in the philosophy of the 20th century, and the simplest way to understand it is to pay attention to the formation of its roots. Considering that not enough research has been done on the influence of Bergson's philosophy on the phenomenological movement, this article tries to cover as much of this need as possible.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Phenomenology
  • Temporality
  • Bergson
  • Heidegger
  • Duration